محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

142

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

دارا أرغد فيها عيشته و آمن فيها محلّته و حذّره إبليس و عداوته ، فاغترّه عدوّه نفاسة عليه بدار المقام و مرافقة الأبرار ، فباع اليقين بشكّه و العزيمة بوهنه ، و استبدل بالجذل وجلا و بالاغترار ندما ، ثمّ بسط اللّه سبحانه له في توبته و لقّاه كلمة رحمته و وعده المردّ إلى جنّته ، فأهبطه إلى دار البليّة و تناسل الذّرّيّة . ( 21 ) » ترجمه « سپس از فرشتگان خواست تا آن چه در عهده دارند انجام دهند ، و عهدى را كه پذيرفته‌اند وفا كنند ؛ به اين‌گونه كه بر آدم سجده كنند ، و او را بزرگ بشمارند ، و فرمود : « بر آدم سجده كنيد . پس فرشتگان همه سجده كردند جز شيطان » . غرور و خود بزرگ‌بينى او را گرفت و شقاوت و بدى بر او غلبه كرد ، و به آفرينش خود از آتش افتخار نمود ، و آفرينش انسان از كلوخ را پست شمرد . خداوند براى سزاوار بودن شيطان به خشم الهى ، و براى كامل شدن آزمايش انسانها و تحقّق وعده‌ها ، به او مهلت داد و فرمود : « تا روز رستاخيز مهلت داده شدى » . سپس خداوند آدم را در خانه‌اى مسكن داد كه زندگى در آن گوارا بود . جايگاه او را امن و امان بخشيد و او را از شيطان و دشمنى او ترساند . پس شيطان او را فريب داد ، بدان علّت كه از زندگى آدم در بهشت و هم‌نشينى او با نيكان حسادت ورزيد . پس آدم عليه السّلام يقين را به ترديد ، و عزم استوار را به گفته‌هاى ناپايدار شيطان فروخت ، و شادى خود را به ترس تبديل كرد ، كه فريب خوردن براى او پشيمانى آورد . آن‌گاه خداى سبحان در توبه را بر روى آدم گشود و كلمه رحمت ، بر زبان او جارى ساخت و به او وعده بازگشت به بهشت را داد . آن‌گاه آدم را به زمين ،